زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 21 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

بهداشت نوبت چهارم

ها دوباره سلام هفته پیش سه شنبه مورخ 26 فروردین 93 نوبت بهداشت داشتم از اونجایی که خونه بابا بزرگ بودم عمو محسن زحمت بردنمون به بهداشت رو کشید خداروشکر خلوت بود و همون اول رفتیم داخل اتاق اول وزنم رو اندازه گرفت بعد صدای قلبت رو شنیدم بعد اندازه رحم رو گرفت و بعدشم فشار خونم رو که خداروشکر همه این موارد خوب بود و به جا برام آزمایشای ماه هفت رو نوشت که برم بدم همون آزمایشی که توی پست قبلی برات گفتم عزیزم   پنج شنبه هم رفتم آزمایشا رو نشون دادم بهشون و خیالم راحت شد  فقط گفت یه کم ، کم خونی داری ولی اونم زیاد مهم نیست   خدا رو شکرررررر   هفته دیگه هم باید برم دکتر هم برای چکاپ و هم...
30 فروردين 1393

خرید سیسمونی

دوباره سلام زینب مامان بالاخره بعد 6 ماه انتظار و ذوق و شوق برای خرید سیسمونی هفته پیش با مادرجون رفتیم که این انتظار رو به پایان برسونیم اول رفتیم سیروسی توی مدرس همه چیز رو هم خریدیم جز چند تیکه کوچیک که نداشت و گفت بعدا میارم با کلی ذوق اومدیم خونه و دوباره همه رو باز کردم و نگاه کردم فرداش که برای آزمایش ماه هفتم بارداری رفتم آزمایشگاه  یه بار خون گرفت و گفت برو یک ساعت دیگه بیا .. من و مادر جون هم زمان رو غنیمت شمردیم و رفتیم بازار مادر جونت توی یکی از فروشگاه های سیسمونی فروشی رفته بودن قیمت یکی از وسائل رو پرسیده بودن دیده بودن وایییییییییییییییی خدا !!! چقدر گرون خریدیم ماااااا   هیچی دیگه گفتیم چ...
30 فروردين 1393

فردا روز مادرهههه..هوراااااا

سلام دختر قشنگم خوبی؟خوشی؟مهمونی خوش میگذره؟ زینب مامان امروز 30 فروردین 93 شما دقیقا 27 هفته و 4 روز تو دل مامانی مهمونی و 12 هفته و 3 روز مونده تا جیگر گوشه ام به این دنیای پر هیاهو پا بزاره و زمینی بشه مامان جونم فردا ولادت حضرت فاطمه (س) هستش سرور زنان دو عالم میدونم که میشناسیش و از من که مادرت هستم بیشتر به این بزرگوار معرفت داری عزیزم حضرت فاطمه (س) بهترین دختر و همسر و مادر دنیاست و الگوی ما ، بخاطر همین فردا رو به عنوان روز زن و مادر نامگذاری کردن عزیز تر از جونم من تا پارسال فقط این روز رو به مادرا تبریک میگفتم خودم فقط نقش فرزند  داشتم ولی امسال وجود نازنینی مثل شما باعث شده به خودم افتخار ...
30 فروردين 1393

اولین سال حضورت پیش مامان

سلام دخمل زیبای مامان امیدوارم خوب و خوش باشی و هی  تو دل مامانی وول بخوری و هی لگد بزنی   دختر قشنگم امروز 29 اسفند ماه 1392 آخرین روز از ساله و امشب حدود ساعتای 8 و نیم لحظه سال تحویله ولی نمیدونم چرا امسال مثل سالهای قبل حس و حال سال جدید رو ندارم خوشحال نیستم از نظر روحی آمادگی ندارم باورم نمیشه فردا اولین روز سال 93 هستش   به یاد ندارم هیچ سالی اینجوری بوده باشم   میگم شاید بخاطر وجود نازنینی مثل تویه بخاطر استرس و اضطرابی که از اینده و سال 93 دارم   سال 93 برام سال مهمیه....یه جورایی شاید بتونم بگم بهترین سال زندگی من که خدا یه فرشته کوچولوی مهربون رو از بهشتش به...
29 اسفند 1392

سلام دختر قشنگم

سلام زینب مامان   مامانی زیاد وقت ندارم میخوایم بریم خونه خاله روضه   آخه دو روز دیگه شهادت حضرت فاطمه (س) است و طبق معمول همه جا روضه است   مامانی خلاصه میکنم برات   دیروز عصر با مادر جون و خاله فاطیما رفتیم دکتر   دکتر بهم گفت نی نی ات کوچولویه اندازه 22 هفته نیست 20 هفته است ولی بهداشت روز قبلش به مامانی گفته بود نی نی ات رشدش خوبه و همون 22 هفته است دیگه یه پودر به مامانی داد که بخورم که شما وزن بگیری   بعدشم گفت همین الان برو سونو و جواب رو برام بیار که اگه وضعیت خطری باشه سرکلاژ بشی نمیدونی چقدر منو ترسوند   دیگه یه چند جا سونوگرافی رفتیم متاسف...
22 اسفند 1392

:-*

سلام خوشکل مامان   امیدوارم خوب باشی   فرزند دلبندم ماه پنجتم به سلامتی تموم میشه فردا   دیشب داشتیم با بابایی میگفتیم فقط 4 ماه مونده به در آغوش کشیدنت و البته دور بودن من و بابایی مامان جونم ما این دوری رو برای سلامتی تو تحمل میکنیم   و از خدا میخوایم تو رو صحیح و سالم بغلمون بزاره     فدات بشممممممممممم من   ...
15 اسفند 1392

فرشته من سلام

سلام مامان جونی   خوبی فدات شم   چیزی برای گفتن ندارم   ولی چون امروز چهار ماه و نیمت تموم شد  گفتم بیام و برات بنویسم   مامانی یه چند روزی شده تنبل شدی  زیاد به شکم مامانی نمیزنی مامانی زیاد حست نمیکنه عزیزم   تو نمیدونی مامانی چقدر از اینکه تو وول وول میخوری و ضربه میزنی انرژی و امید میگیره اگه میدونستی همه اش میزدی   فرشته اسمونی من دوستت دارم یه عالمه، یه روز حست نکنم اعصابم داغون میشه دیوونه میشم فکرم همش مشغولهههه   مامانی رو ناراحت نکن باشه گلکم؟   حتی حاضرم خواب شبم رو با تکونات ازم بگیری و بدخوابم کنی ولی تکون بخوری و حست کنم...
1 اسفند 1392

بی خبرم :(((

سلام مامانی چون بهت قول داده بودم اومدم گل مامان خبری ندارم برات رفتم سونو مثل اینکه خسته شده بودی نشسته بودی نتونسته ببینه شما گل پسری یا گل دختری   باز من باید منتظر بشم تا ماه دیگه که برم دکتر و برام سونو بنویسه البته زیاد هم فرق نمیکنه هاااااااااااااا هر چی باشی خوشکل مامانی و برای من و بابایی عزیزی دوستت دارم فدای اون تکونات بشم الهییییییییییییییییییییییی مواظب خودت باش راستی دکتر به مامانی استراحت داد....فقط برای سلامتی فرزند دلبندم   میسپارمت به خدا فرشته ی من ...
20 بهمن 1392

سلام به شادی بخش زندگیم

سلام عزیییییییییییییییییییز دل مامان جون   مامانی امروز اصلا حال نداشتم بیام ولی چون رفتم بهداشت و صدای قلب نازنینم رو برای اولین بار شنیدم گفتم بیام و برای شما هم بنویسم     ماشا الله ماشا الله چه تکونی میخوردی عزیز دلم   مگه میتونستیم صدای قلبت رو بشنویم؟؟؟؟؟!!!!!   گل مامان ، صدای قلبت رو برای بابایی هم ضبط کردم تا باباجونم بی نصیب نمونه   به بابایی هم هیچی نگفتم تا بیاد و سوپرایزش کنم(یه دفعه به بابایی نگی هاااااااااااااااااا)   راستی مامانی شما امروز 15 بهمن 17 هفته ات کامل شد و به امید خدا فردا هم میری تو هفته 18 و هم ماه چهارت کامل میشه و از روح با برکت خدا...
16 بهمن 1392